السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
479
تفسير الميزان ( فارسي )
« 1 » است كه تصريح دارد بر اينكه : « شفاعت از ناحيه كسانى كه داراى علم هستند و به حق شهادت مىدهند امرى واقع شدنى است و مسيح ع هم از ايشان است » ، گو اينكه مسيحيان آن جناب را خدا دانسته ، به جاى خدا مىخوانند ، ولى قرآن كريم تصريح كرده به اينكه خداى تعالى به او كتاب و حكمت آموخته و در اين باره فرموده : « وَيُعَلِّمُه الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ » « 2 » ، و او را از شهيدان روز قيامت خوانده ، فرموده : « وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ » « 3 » و نيز در اين باره فرموده : « وَيَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً » « 4 » . 6 - اين آراء از كجا منشا گرفته ؟ قرآن كريم منكر اين است كه مسيح ع اين آراء و عقايد ( خرافى ) را به مسيحيان القاء نموده و آن را در بينشان ترويج كرده باشد ، بلكه مسيحيان در اين عقايد دينى از رؤساى خود تقليد كرده و هنوز هم مىكنند و بطور تعبد و كوركورانه تسليم دستورات ايشانند و رؤسا هم اين عقائد را از بتپرستان قديم گرفته بودند ، هم چنان كه قرآن كريم فرمود : « وَقالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّه وَقالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّه ، ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ ، يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ ، قاتَلَهُمُ اللَّه أَنَّى يُؤْفَكُونَ ، اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ ، وَما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِله إِلَّا هُوَ سُبْحانَه عَمَّا يُشْرِكُونَ . . . » « 5 » . و منظور از اين كفارى كه مىفرمايد يهود و نصارا از ايشان الگو گرفتند ، نمىتواند عرب جاهليت و بتپرستى ايشان باشد كه معتقد بودند ملائكه دختران خدايند ، براى اينكه اعتقاد
--> ( 1 ) « سوره زخرف ، آيه 86 » . ( 2 ) « سوره آل عمران ، آيه 48 » . ( 3 ) « سوره مائده ، آيه 117 » . ( 4 ) « سوره نساء ، آيه 159 » . ( 5 ) يهود گفت : عزيز پسر خدا است و نصارا گفتند : مسيح پسر خدا است ، اين سخنى است كه ( بدون فكر و سند و تنها به لقلقه ) زبانشان مىگويند ، مثل اينكه از سخنان كفارى كه قبل از ايشان بودند الگو گرفتهاند ، خدايشان بكشد ، كه چه دروغهايى مىتراشند ، يهوديان احبار خود و مسيحيان رهبانهاى خود را به جاى خداى تعالى ارباب خود گرفتند و نيز مسيح پسر مريم را خداى خود اتخاذ نمودند با اينكه مامور نشده بودند مگر به اينكه معبودى واحد را عبادت كنند كه هيچ معبودى جز او نيست و منزه است خدا از آن شرك كه مىورزند . « سوره توبه ، آيه 31 » .